علوم غریبه چیست؟

علوم غریبه چیست؟

علوم غریبه

 

علوم غَریبه دانش‌های سری، شگفت‌انگیز و دور از دسترس عموم است که در مقابل علوم متعارف قرار دارد.

موضوع این علوم نیروهای غیرعادی و اسرارآمیز است که تصور می‌شود آگاهی و کنترل آن، به انسان توانایی کارهای فوق عادت را می‌دهد.

در تاریخ اسلامی، علوم غریبه ابتدا شامل سِحر، پیشگویی با ستاره‌ها (احکام نجوم یا تَنجیم)، چشم‌زدن و شُعبده‌بازی بوده،

سپس پنج علم یونانی کیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا و ریمیا به آنها اضافه شد.

در بعضی منابع شیعی، علوم دیگری مانند جَفر، رَمل، خواص اسماءالله، اعداد و حروف از علوم غریبه به شمار آمده‌اند.

در قرآن درباره برخی از علوم غریبه مانند سِحر، آیاتی با لحن نکوهش یا عذاب آمده است. بیشتر فقها کیفر ساحر را قتل دانسته‌اند.

تعدادی نیز فراگیری دیگر علوم غریبه را به شرط نداشتن فساد یا نداشتن ارتباط با سحر، جایز دانسته‌اند.

بیشتر تاریخ‌نویسان معتقدند علوم غریبه رواج‌یافته بین مسلمانان، ترکیبی از میراث تمدنی بابِل، یونان، زرتشتیان، مصر و اعراب جاهلی است.

شماری از علوم غریبه در اواخر بنی‌امیه با ترجمه کتاب‌های یونانی و قبطی به عربی، میان مسلمانان راه یافت.

این علوم پس از بنی عباس و حمله مغولان در حکومت‌های ایلخانیان، تیموریان و صفویه گسترش یافت.

بعضی دلایل این رواج را کاهش حضور علوم طبیعی، گسترش عقاید مغولان و تصوف، و سرخوردگی عمومی ناشی از آسیب‌های تسلط مغولان عنوان کرده‌اند.

مفهوم‌شناسی

علوم غریبه به دانش‌های سری،[۱] پنهان،[۲] دور از دسترس عموم[۳] و شگفت‌انگیز[۴] معنا شده است.

اصطلاح علوم غریبه در مقابل علوم متعارف استفاده می‌شود.[۵] شیخ بهایی در تقسیم علوم، برای علوم غریبه عنوان خَفیّه (نهانی) را در مقابل علوم جَلیّه (آشکار) به کار برده است.[۶]

از دلایل پنهان بودن این علوم این بوده که از سوءاستفاده یا زیان‌های آن پیشگیری شود.[۷]

ابن خلدون علوم غریبه را مهارت‌هایی می‌داند که انسان را به اثرگذاری بر عناصر توانا می‌سازد.[۸]

نیشابوری در کتاب غرایب القرآن، علوم غریبه را علوم رازآلود معرفی می‌کند که به انسان توانایی آگاهی از اسرار و امور پنهان و نیز انجام کارهای غیرعادی می‌دهد.[۹]

برخی موضوع این علوم را نیروهای فوق طبیعی و اسرارآمیز نوشته‌اند.[۱۰]

زیرمجموعه‌ها

در روند تمدن اسلامی، علوم غریبه دارای محدوده و اجزاء متغیر بوده است.

علوم غریبه ابتدا شامل سِحر، پیشگویی با ستاره‌ها (احکام نجوم یا تَنجیم)، چشم زدن و شعبده بازی بوده،[۱۱]

و سپس پنج علم یونانی به آنان اضافه شد: کیمیا، لیمیا، هیمیا، سیمیا و ریمیا.[۱۲]

به این دانش‌ها، خَمسه مُحتَجِبه (پنج‌گانه پوشیده) گفته می‌شد.[۱۳]

کیمیا که پایه علم شیمی امروزی است، درباره تبدیل عناصر به یکدیگر بخصوص نقره و طلا بکار برده می‌شد.[۱۴]

سیمیا شامل تاثیر اراده و نیروهای قوی بر تخیلات و ذهن افراد است.[۱۵]

هیمیا درباره تسخیر اجرام آسمانی از طریق ارتباط و تاثیر بر نیروهای آسمانی، ارواح و جن است.[۱۶]

لیمیا علم طلسم‌ها و ترکیب نیروهای معنوی و زمینی برای انجام دادن کارهای شگفت‌انگیز است.[۱۷]

ریمیا نیز علم شعبده است.[۱۸]

در برخی منابع شیعی، علوم دیگری نیز جزء علوم غریبه به حساب آمده است.[۱۹]

  • جفر: پیشگویی حوادث (مخصوص ائمه)[۲۰]
  • رَمل: پیش‌بینی رخ‌دادها با نقطه، خط و شکل، چوب و سنگ‌ریزه[۲۱]
  • اَعداد: تعیین حوادث آینده با رقم و شماره[۲۲]
  • اَوفاق: تصرف در حوادث آینده با ترکیب عدد و شکل[۲۳]
  • خواص اسماءالله (آیات و سور قرآن، حِرز، تَعویذ، دعا، وِرد و ذِکر و خَتَم)[۲۴]
  • تفأل: پیش‌بینی خیر و شر با مراجعه به قرآن یا چیزهای دیگر شرعی[۲۵]
  • استخاره: طلب خیر از خداوند توسط فال به قرآن یا تسبیح[۲۶]
  • طَیره: پیش‌بینی بد یا شوم براساس حرکات پرنده[۲۷]
  • اختلال الاعضاء:نشانه‌شناسی حوادث از پریدن یا اختلال اعضاء[۲۸]
  • اَکتاف: پیش‌بینی آینده از نقطه، خال، خط و رنگ استخوان شانه گوسفند[۲۹]
  • وَهم و دَم: بررسی حالت معنوی و روحی فرد از مشاهده دم و بازدم وی[۳۰]
  • قیافه‌شناسی: تعیین صفات خیر و شر شخص از روی ویژگی‌های بدنی بخصوص چهره[۳۱]
  • کف‌بینی: مشخص کردن اتفاق‌ها و برجستگی‌های روحی و شخصیتی انسان با مطالعه کف دست[۳۲]
  • مَلاحِم: پیشگویی حوادث بزرگ آینده بخصوص آخر الزمان[۳۳]
  • خواص الاشیاء: بررسی ویژگی‌های شگفت طبیعت جان‌دار و بی‌جان[۳۴]
  • اُسطُرلاب: بدست آوردن تقدیر و طالع با استفاده از ابزار مخصوص ستاره‌شناسی[۳۵]
  • تعبیر خواب: خبر دادن از حوادث گذشته یا آینده با نشانه‌شناسی از خواب[۳۶]
  • هیپنوتیزم: کنترل انسان توسط خواب مصنوعی[۳۷]
  • مانه‌تیزم: تاثیر بر اختیار و کنترل افراد از طریق نیروی درونی انسانی[۳۸]

دیدگاه اسلامی

در قرآن درباره سِحر، کِهانت (خبر از آینده با تسخیر جن یا روح)،[۳۹] طیره(فالِ بد زدن)، چشم‌زدن و چند شاخه دیگر علوم غریبه آیاتی وجود دارد.[۴۰]

در داستان دعوت حضرت موسی از فرعون، او در مقابل موسی از ساحران استفاده کرد.[۴۱]

هم‌چنین دشمنان پیامبران، آنان را به سحر یا جن‌زدگی متهم می‌کردند.[۴۲]

هم‌چنین بعضی مفسران معتقدند قارون برای ثروتمند شدن از کیمیا،[۴۳] استفاده کرد.

قدرت حضرت سلیمان بر تسخیر جن، شیاطین، باد و حیوانات؛ و نیز علم آصف بن برخیا باعث شد که شیاطین سحر را بین مردم بابِل (عراق عرب) رواج دهند.[۴۴]

آنان از تعالیم دو فرشته هاروت و ماروت برای مقابله با سحر نیز سوءاستفاده کردند.[۴۵]

هم‌چنین آیاتی درباره قطع توانایی جنها برای خبرچینی از فرشتگان پس از ظهور پیامبر اسلام[۴۶] و نیز تلاش مشرکان برای آسیب زدن به پیامبر از طریق چشم زدن خبر داده است.[۴۷]

در بین علوم غریبه، روایت‌های بسیاری نیز درباره نکوهش و حرمت سِحر بیان شده است.[۴۸]

بیشتر فقها آموزش و یادگیری سحر را حرام،[۴۹] و کیفر ساحر را قتل دانسته‌اند.[۵۰]

البته چند فقیه نیز معتقدند یادگیری سحر برای ابطال آن بخصوص کاربرد آن علیه سحر مدعی نبوت جایز است.[۵۱]

تعدادی از فقیهان فراگیری علوم غریبه را بشرط نداشتن فساد یا نداشتن ارتباط با سحر، بدون اشکال دانسته‌اند.[۵۲] برخی نیز پیش‌گویی را با استفاده از علوم غریبه حرام دانسته‌اند.

این عالمان حتی مراجعه به این علوم را برای مطالب معمولی مانند پیدا کردن فرد یا کالای گمشده جایز نمی‌دانند.

[۵۳] هم‌چنین شماری از فقها معتقدند اگر از راه علوم غریبه برای کسی آگاهی و یقین حاصل شد، فقط برای خود او حجت است؛ ولی قضاوت کردن[۵۴] و شهادت دادن[۵۵] بر اساس آن جایز نیست.

در نظر آیت‌الله خویی از کسی که به احکام شرع از راهی جز منابع چهار گانه کتاب، سنّت، عقل و اجماع، از قبیل علوم غریبه، علم پیدا کرده است، نمی‌توان تقلید کرد.[۵۶]

ابزار رمل و آموزش آن در دوره صفویه (موزه ملی ایران)

بیشتر تاریخ‌نویسان معتقدند علوم غریبه در تمدن اسلامی، برگرفته از بازمانده‌های باستانی بابِل، یونانی، زرتشتیان، مصر، اسکندریه و دوران جاهلیت اعراب است.[۵۷] 

بلیناس (آپولونیوس)،[۵۸] هرمس و فیثاغورس از حکیمان مشهور این علوم بوده‌اند.[۵۹] در اواخر قرن اول قمری، فرد مسیحی بنام اصطفن (استفان) با حمایت مالی خالد بن یزید بن معاویه(درگذشت ۸۵ق) کتاب‌های هرمسی را در کیمیاء و تنجیم از یونانی و قبطی به عربی ترجمه کرد.[۶۰] 

در قرن دوم جابر بن حیان، با راهنمایی استفان و دانش‌های هرمس، علم کیمیا را رواج داد.[۶۱]

 در نیمه دوم سده ۲ق با نهضت ترجمه، کتاب‌های بسیاری درباره علوم غریبه به عربی برگردانده شدند.[۶۲] علم حروف از شاخه‌های سیمیا در این قرن رواج یافت.[۶۳]

علوم غریبه پس از سقوط بنی عباس و در زمان حکومت ایلخانیان، تیموریان و صفویه گسترش بیشتری پیدا کرد.

بعضی دلایل این رواج را کاهش تدریس و تحقیق علوم طبیعی، گسترش عقاید مغولان، روی‌آوری گروه‌هایی از مردم به دلیل سرخوردگی از تسلط مغولان و صدمات بسیار آن و نیز رواج اندیشه‌های صوفیه عنوان کرده‌اند.[۶۴] 

ابن طاووس (درگذشت ۶۶۴ق)، شهید اول (درگذشت ۷۸۶ق)، ابن فهد حلی (درگذشت ۸۴۱ق)

ملاحسین واعظ کاشفی (درگذشت ۹۱۰ق)، شهید ثانی (درگذشت ۹۶۶ق)، شیخ بهایی (درگذشت ۱۰۳۱ق)

 محمدباقر مجلسی (درگذشت ۱۱۱۰ق) و احمد نراقی (درگذشت۱۲۴۵ق) در این دوره مطالعات و تجربیاتی در علوم غریبه داشتند.[۶۵] 

شاهان صفوی و قاجار،[۶۶] نیز به این علوم علاقه و اعتقاد داشتند. اواخر دوره قاجار انتقادهایی به رواج این علوم و آمیختگی آن با خرافات شد که گستره آن‌ها را محدود گردانید.[۶۷]

در روند تقسیم‌بندی علوم توسط مسلمانان نیز، زیرمجموعه‌های علوم غریبه در گروه‌های مختلف قرار گرفتند. 

فارابی (درگذشت۳۳۹ق)، احکام نجوم (پیشگویی حوادث از نجوم) و حِیَل (شامل جبر و مهندسی و ساختن آلات نجوم و ظرف‌های عجیب) را در دسته علم تَعالیم قرار داد.[۶۸]

پس از او ابن‌سینا در مقدمه کتاب شفاء عناوین احکام نجوم، تعبیر، طلسم‌ها، نیرنگ‌ها و کیمیا را زیرگروه حکمت طبیعی فرعی معرفی کرد.[۶۹]

اخوان الصفاء (قرن۴و۵) علوم سحر، کیمیا، عَزایم [یادداشت ۱] و حیل را جزء گروه ریاضی نوشت.[۷۰].

 ابن‌ندیم در کتاب الفهرست، افسانه‌گویی و خرافات، سحر و افسون و شعبده را در یک مقاله یا دسته، و کیمیا و صنعت را در دسته دیگر جای داده است.[۷۱]

 ابن‌خلدون (درگذشت۸۰۸ق) سحر و طلسمات و کیمیا را زیرمجموعه علوم عقلی قرار داد.[۷۲]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *